+  

یه سلام گرم تو این هوای گرم بعد از یه مدت تنبلی ماچ

راستش میخواستم اولین پست سال جدیدم با یه خبر خوب همراه باشه که منتظرشم(دوستای گلم دعا کنید اتفاقی که من و خواهریم میخوایم بیفته,قول شیرینیشم از الان میدم چشمک)

چند روز پیش خبردار شدم که دوست قدیمیم که از دبستان با هم دوستیم رفته قاطیه مرغا,چون خیلی خبر خوبی برام بود گفتم بیام یه پست بذارم خجالت

نمیدونم دوست جونم میاد میخونه یا نه,اگه خوندی دوباره بهت تبریک میگم ماچ الهی خوشبخت بشید مادر قلب

موضوع دیگه هم اینه که نمیدونم چرا آدما تو اوج عصبانیت تصمیم میگیرن وبشونو حذف کنن (قابل توجه یه خانوم محترم که خودش میدونهعصبانی)

بعد که میری میبینی اوضاع شیر تو شیره و ناراحت میشی از این واقعه دوباره سر میزنی ببینی که شاید برگشته باشه و میبینی که بله برگشته تعجب 

هستی جون حالا خودمونیما ولی وقتی دیدم دوباره پست گذاشتی خیلی خوشحال شدم.دیگه عجولانه تصمیم نگیریا لبخندماچ

یادتون نره دعا کنید اون اتفاقی که میخوام بیفته ماچ

 

پ.ن:نمیدونم چرا اینطوری شده!این چندوقته همش دوستا از دنیای مجازی خارج میشن.حالا خوبه هستی برگشت ماچ

ولی الان ماهی رفته.آخه چرا؟حداقل قبلش بیاین بگین چرا یهو حذف میکنینتعجب ماهی کجایییییییییییییییییگریه

نویسنده : سمیرا ; ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٢٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+  

سلام به دوست جوناماچ

با خونه تکونی چه می کنید؟

مادر گرامی ما یه هفته ای میشه که مشغول تکوندن خونستچشمک

همیشه از کشوها شروع می کنه و تیکه تیکه مرتب میکنه که خسته هم نشه.صبحا که ما نبودیم خودش همه جارو مرتب می کرد.جمعه دیدم طی عملیاتی ناگهانی اومد تو اتاق ما و کل کشوهارو مرتب کرد.راستش من حالم خوب نبود خواب برد.بیدار که شدم دیدم دست تنها همه کارارو کرده و منخجالت

بعدم رفت سراغ آشپزخونه که منم حسابی کمکش کردم و از خجالتش اندکی درومدماز خود راضی

خرید دم عیدو اصلا دوست ندارم.خیابونا و مرکز خریدا خیلی شلوغ میشن ولی چاره ای نیست دیگه,فقط کفشم مونده که ببینم کی میشه برم بخرم.

حالا همه اینارو ول کنید!نمیدونم چرا چند روزی به شدت احساس دپرسی میکردم.الان دیگه تقریبا خوبم ولی ...

 

نویسنده : سمیرا ; ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+  

سلاااااااااااااااااااااااام ماچ

این یه هفته به شدت سرم شلوغ بود. جمعه و شنبه که به عروسی و پاتختی یکی از اقوام گذشت. 1شنبه هم که با دوست گلم,درواقع خواهریم(دریاجون) تا نزدیک 7 که برسیم خونه بیرون بودیم, اگه کارش درست بشه یه شیرینی حسابی بهتون میدم فرشته

2شنبه هم که تا 7 دانشگاه,3شنبه و امروزم تا 1 دانشگاه.

من کمبود خواب داررررررررررررررم.تازه فردام تا ظهر دانشگام.باید تو حذف و اضافه یه سرو سامونی به روزایی که کلاس دارم بدم نگران

فردا بعداظهرم میخوام برم بیرون,جمعه هم برای خواهری قراره تولد بگیریم.دوستای مدرسشو دعوت کردیم.بچه انقد ذوق داره,تازه روشم زیاده!میگه برای تولدم چی میخوای بخریتعجب

واقعا چی بخرم؟!!!

این دو روزم فعالیتارو انجام میدم به امید شنبه و یکشنبه که تو خونه ام تا یه استراحت جانانه داشته باشمهورا

این گلم برای همه اونایی که متولد این ماهن قلب

 

 

 

نویسنده : سمیرا ; ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد